أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

624

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

جاحظ : كندن پوست از چشم آغاز مىشود و در يك شبان‌روز به پايان مىرسد ؛ در اين عمل بخش درونى ، بيرونى مىشود 5 و اين از سخنان ارسطو است . اهوازى : [ پوست مار ] به رومى بطرس 6 [ ناميده مىشود ] . ( 1 ) . قس . سراپيون ، 434 ؛ ابن سينا ، 490 . ( 2 ) . نسخهء الف : انفاوس ، نسخهء فارسى : ايباوس ، نسخهء پ : ليبارس - يونانى . ( 3 ) . اوفاووس - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 18 . ( 4 ) . نسخهء الف : سلختاد حيّوثا ، نسخهء فارسى : سلخادحيوتا . ( 5 ) . جاحظ ، حيوان ، IV ، 90 . ( 6 ) . نسخهء الف : بطرس ( ؟ ) ، نسخهء فارسى : رطرس ، نسخهء پ : ليبرس ، نك . يادداشت 2 . اين احتمالا كيرس يا غيرس - يونانى باشد ، قس . يادداشت 3 . سپس دنبالهء شمارهء 558 مىآيد ؛ نك . همان‌جا ، يادداشت 5 . 562 . سمنة 1 اين شبيه دانه‌هاى فلفل است اما پوسته‌اش سياه با نقطه‌هاى سفيد است . ( 1 ) . همين‌گونه است در نسخهء فارسى ؛ نسخهء الف : حب السمنة - تخم Cannabis sativa L . ؛ نك . شمارهء 292 . ( 2 ) . ترجمهء تقريبى است ؛ نسخهء الف : لكنه اسود القشر و متعلقه نقطه بيضا ، نسخهء پ : . . . و بقلبه نقطة بيضاء ، نسخهء فارسى : « لون او سياه باشد و از جوب پارهء سپيد متعلق بود » . 563 . سمّاق 1 * [ اين ] تتم و سماقيل 2 است ؛ به سندى و هندى تتل 3 [ ناميده مىشود ] و مىگويند تتّريك 4 . رازى : اين ماده سرخ رنگ و ترش مزه و دانه‌هايش به شكل عدس است . [ سماق ] دو نوع است : يكى از آنها همان است كه رازى از آن نام مىبرد ، و ديگرى تلخ مزه است ، آن را دبّاغ‌ها به كار مىبرند و با آن آشنايى دارند . مؤلف الياقوتة : [ سماق ] همان « عبرب » 5 ، « عربرب » 6 و « عترب » 7 است . پولس : سماق را دباغان به كار مىبرند ؛ پزشكان بيشتر از ميوه و شيره‌اش استفاده مىكنند . جانشين آن ريشه ترشك است . ابو حنيفه : [ سماق ] شامى به رنگ سرخ تيره است و آن خوشه‌هايى است كه در آنها